go here pc izleme programı nasıl anlaşılır como localizar un numero de celular en facebook descargar whatsapp espia para pc click the following article

برخی از آثار منتشر شده ما

Ghadami

هر اثری شایسته ترجمه نیست

 «وداع با اسلحه» و «پیرمرد و دریا» دو اثر بزرگ ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی است که جزو پرفروش‌ترین و بیشترین میزان خوانده شدن در دنیا و ایران هستند. اگر چه همینگوی در ایران با بخت خوبی مواجه شد و آثارش هم به صورت کتاب و هم در سینما خوب خوانده و دیده شدند اما دیگر نویسندگان آمریکایی چنین شانسی نیاوردند. در این میان نویسندگان دیگری چون اسکات فیتز جرالد، ویلیام فالکنر، ریموند کارور، تی. اس الیوت، ریچارد براتیگان و پل استر نمایندگان دیگری از ادبیات آمریکا بودند که در ایران اقبال داشتند. ترجمه آثار نیز در این میان اهمیت بالایی دارد. ترجمه خوب آثار همینگوی به قلم نجف دریابندری و همزمان اقتباس سینمایی نیز در به شهرت رسیدن این آثار بسیار تاثیرگذار بود.
اگر چه شباهت سبک زندگی ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها نیز باعث شده تا ایرانی‌ها با ادبیات آمریکایی‌ها ارتباط بیشتری برقرار کنند تا ادبیات اروپا. شوری که در ادبیات آمریکا وجود دارد نیز از دلایل جذابیت ادبیات آمریکایی برای ایرانی‌هاست. با این حال مهم‌ترین مساله در ترجمه ادبیات انگلیسی به ویژه این‌که مترجمان بسیاری در حوزه زبان انگلیسی فعالیت می‌کنند این است که چرا لطف آنها شامل معدودی نویسنده انگلیسی زبان شده است و ما با نویسندگان بی‌شمار آمریکایی غریبه‌ایم؟
فرید قدمی، مترجم زبان انگلیسی معتقد است نباید هر اثری را ترجمه کرد. او با بیان این‌که عمدتا نویسندگان مدرن ـ کلاسیک سال‌های 1940 تا 1970 را ترجمه می‌کنم که هنوز آوانگاردترین نویسندگان ادبیات انگلیسی هستند. اگر چه این نویسندگان مربوط به یکی دو دهه اخیر هستند اما با این مساله که آثار روز دنیا به فارسی برگردانده شوند، مخالفم. این مترجم با انتقاد از ترجمه آثار بازاری چون جومپا لاهیری یا آلیس مونرو حتی با این‌که برندگان جایزه پولیتزر یا نوبل هستند، توضیح می‌دهد: این نویسندگان در سطحی بسیار پایین هستند که به دلیل وجود تبلیغ‌های سیاسی و حمایت‌هایی که برای آثار آنها وجود دارد، باعث می‌شود تا از ادبیات راستین فاصله بگیریم. برای این‌که کتابی به مرحله‌ای برسد که ما آن را قابل ترجمه بدانیم، اثری است که در زبان اصلی خودش برجا می‌گذارد. باید آثار نقد شوند و پس از آن ما به سراغ ترجمه این کتاب‌ها برویم.

اغلب مترجمان خط فکری ندارند
قدمی می‌افزاید: اگر به سراغ نویسندگان نسل بیت مانند «جک کرواک»، «آلن گینزبرگ» و «ویلیام بارز» می‌روم یا «دی اچ لارنس» را انتخاب می‌کنم به این دلیل است که با وجود این‌که نزدیک به 100 سال از زمان این نویسنده می‌گذرد اما او آوانگارد است و به لحاظ تفکری در جایگاه بالایی قرار گرفته است. او ادامه می‌دهد: متاسفانه بعضی از مترجمان به دنبال کار اقتصادی هستند و به سفارش ناشران آثار را انتخاب می‌کنند. همین مساله باعث شده تا اغلب مترجمان هیچ خط فکری مشخصی در انتخاب آثارشان نداشته باشند و نگاه و تفکری پشت آن انتخاب‌ها نباشد. از سوی دیگر بعضی نیز به واسطه معرفی نشریات آمریکایی و آثار پرفروش دست به انتخاب برای ترجمه می‌زنند.
این مترجم با اشاره به فهرست برندگان جایزه نوبل در یک‌صد سال اخیر می‌گوید: اگر لیست برندگان جایزه نوبل را از 1900 تا 2000 میلادی بررسی کنیم، خواهیم دید که بسیاری از این نویسندگان در ایران یا بسیاری کشورهای دیگر اصلا خوانده نمی‌شوند و حتی اسم‌شان را هم نشنیده‌ایم؛ این مساله نشان می‌دهد که این نویسندگان و آثارشان، آزمون خود را پس داده‌اند. جایزه پولیتزر هم همین وضعیت را دارد. او ادامه می‌دهد: ادبیات، تکنولوژی نیست که به سرعت به‌روز شود بلکه تفکر است و جلو رفتن آن با کندی همراه است. در ایران فضایی به وجود آمده، انگار مسابقه است که از ادبیات کشورهای دیگر استفاده کنیم. در حالی که برای انتخاب اثری برای ترجمه باید دلیل داشته باشیم. نخست این‌که باید با شیوه‌های تفکر آشنا باشیم چرا که ادبیات قرار است تجربه‌ها و شیوه‌های زیست متفاوت برای غنی شدن زندگی و زبان ما باشد. وظیفه ترجمه این است که به درک بهتر ملت‌ها از هم کمک کند در حالی که ترجمه کارهای سطح پایین در این راه بی‌فایده‌اند.

ناشران مترجم می‌سازند
به گفته قدمی، نویسندگانی چون رابله فرانسوی هستند که چند قرن از دوران آنها می‌گذرد اما ما تاکنون آثارشان را ترجمه نکرده‌ایم. در ایران هم با چنین وضعیتی روبه‌رو هستیم، به طور مثال، «سفرنامه ناصر خسرو» یا عبید زاکانی که متون مهمی هستند، چقدر خوانده شده‌اند؟
او ادامه می‌دهد: در این سال‌ها ناشران به واسطه مسائل اقتصادی مترجم‌هایی به وجود آورده‌اند که تنها مساله‌شان بازار و فروش اثر است. این مترجمان شناخت، دانش و احساس تعهد از خود ندارند و کارهایی را که ناشر خواسته، منتشر می‌کنند. معمولا رسانه‌ها هم به دلیل ارتباطی که با ناشران دارند این آثار ادبی و هنری را تبلیغ می‌کنند در حالی که ادبیات خوب و مهم ترجمه می‌شود و گاه همین رسانه‌ها به آنها توجهی ندارند. به طور مثال یکی از نشریه‌ها چندی پیش ویژه‌نامه‌ای برای ترجمه هفتادم از «قلعه حیوانات» اثر جرج اورول منتشر کرد. این‌که یک اثر 70 بار ترجمه شود، چه کار مثبتی در حوزه ترجمه است؟

تبلیغات سفارشی کتاب در رسانه‌ها
قدمی با انتقاد از فعالیت رسانه‌ها به ویژه مطبوعات می‌گوید: رسانه‌ها به جای اینکه نقد درست و اطلاع‌رسانی صحیح کنند، به فعالیت‌های تبلیغاتی دست می‌زنند و مردمی که فرصت خواندن تمام کتاب‌ها را ندارند به سراغ آثاری می‌روند که از طریق رسانه‌ها با آنها آشنا شده‌اند. در این میان برای مترجمی که با انتخاب خوب و درست کار می‌کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ مترجم چند سال ترجمه می‌کند اما چون تحت نظر ناشری خاص نبوده، دیده نمی‌شود در حالی که بعضی مترجمان آثار را با سفارش ناشر و با غلط‌های بسیار ترجمه می‌کنند و ویراستار هم دستی به سروگوش آن می‌کشد که خطاها از چشم مخاطب دور بماند و پس از آن با تبلیغات آن کتاب فروش خوبی هم خواهد کرد.
این مترجم در پاسخ به این سوال که شبکه‌های اجتماعی در معرفی کتاب تاثیر بیشتری دارند تا تبلیغ رسانه‌ها، توضیح می‌دهد: شبکه‌های اجتماعی علیرغم همه بدی‌هایی که دارند انحصار اطلاع‌رسانی را شکسته‌اند. ارتباطات فردی تاثیر بسیاری در معرفی و تبلیغ کتاب می‌کند. با این حال بسیاری از افراد در شبکه‌های اجتماعی موسیقی و کتاب معرفی می‌کنند اما این معرفی در حد همان دنیای مجازی می‌ماند و وارد دنیای واقعی نمی‌شود؛ اما در نهایت ادبیات راه خودش را پیش خواهد برد.

 

منبع: الهام عدیمی، ابتکار نیوز

نوشتن دیدگاه

بالا

Template Design:Dima Group